پیشنهاد میکنم سخنرانی استیو جابز در دانشگاه استنفورد را حتما ببینید. در این سخنرانی استیو جابز صحبت های بسیار زیبایی درباره اتصال نقطه ها به هم دارد. من از این صحبت ها کمک میگیرم و یک تجربه از زندگی شخصی خودم مینویسم.
از زمانی که یادم میاید و بچه بودم، به ساختن کاردستی علاقه داشتم. راستش را بخواهید، میخ و چکش و تخته و ابزار، همیشه جزو دوست های صمیم من بودند. از یک جایی در کودکی ام، با الکترونیک آشنا شدم و شب و روز در حال لحیم کاری و ساختن مدار بودم، حتی تا امروز. از طرف دیگر، در یک زمان از زندگی ام، به گل و گیاه ها علاقه مند شدم و کلی گل و گیاه پرورش دادم. بماند که همیشه از خاک بدم می آمد! وقتی به دانشگاه رفتم، از سر اجبار کنکور و رتبه ام، رشته نرم افزار را انتخاب کردم. تا یک جایی فکر میکردم که از زندگی ام استفاده نکرده ام و کلی کارهای مختلف انجام داده ام و هیچ کدامشان را به نتیجه نرسانده ام. تا اینکه گذشت و بلاخره با کشاورزی هیدروپونیک آشنا شدم. آنجا بود که توانستم تمام نقطه ها را به هم متصل کنم!
استیو جابز در سخنرانی اش در استنفورد (برداشت خود من از این سخنرانی) میگوید که : “موفقیت هایی که شما در زندگی کسب میکنید، هر کدام مانند یک نقطه جداگانه در بازی نقطه و خط هستند. شاید به تنهایی فایده ای نداشته باشند. اما نهایتا زمانی پیش می آید که میتوانید بین تمام این نقطه ها یک خط اتصال بکشید و بازی را ببرید. اینکه چطور باید این خط را بکشیم، در زمان حال، و با نگاه کردن به آینده امکان پذیر نیست. بلکه باید در زمان مناسب آن در آینده، رو به عقب و گذشته نگاه کنید و توانایی هایتان را به هم متصل کنید”
نهایتا من توانستم اطلاعاتم در ساخت و ساز را استفاده کنم و یک باغچه هوشمند بسازم. با دانش مختصری که از الکترونیک داشتم، پمپ آب و نور را به میکرو کنترلر متصل کردم و روی کامپیوتر، برای کنترل هوشمند باغچه ام، برنامه نویسی کردم و یک داشبورد هوشمند ساختم. بعدها به همراه همسرم درباره این موضوع، یک مقاله در دهمین همایش بین المللی علوم کشاورزی و منابع طبیعی ثبت کردم. میبینی دوست من؟ من توانستم نقطه ها را به هم وصل کنم و از این بابت خوشحالم و احساس غرور میکنم.
بابت اطلاعات پراکنده ای که داری، ناراحت نباش. یک روزی در آینده، وقتی وقتش باشد، میتوانی معلوماتت را به هم متصل کنی. به جای اینکه درجا بزنی، نقطه هایت را زیاد کن!